Want to share this Foto on another web-site or blog?

Paste one of the following lines in to your site, blog or profile page..

Script:

HTML (for myspace, bebo etc):

BBCode (for message boards/forums):
[ View the Fotopage entry | View the complete Fotopage ]



Mail this Foto to a friend



< Previous

Next >
[ View the Fotopage entry | View the complete Fotopage ]


Saturday, 7-May-2011 07:13
The Chinese Cultural Revolution


سالها پیش یکی از علاثقم مطالعه روزنامه ایران بود و مخصوصا بخش تاریخ آن روزنامه و اون موقع ها خیلی فعال بود و سر اغاز مطالعات بعدی من شد
یک روز گرم تابستان 81 بود که مقاله گارد سرخ بشدت توجه من رو به خودش جلب کرد و شاید همین مقاله بود که من رو به مطالعه تاریخ چین علاقمند کرد و من رو راهی سفر چین نمود.
یادمه که چند بار این مقاله رو خواندم باورم نمی شد که یک رهبر محبوب تا بدین حد سنگ دل باشه که مردمش را به چنین دردسری بندازه این رهبر اولش بنام حمایت از مردمش و عشق به چین مبارزه کرد اما چی توی دلش بود که کارش به اینجا کشید؟ چرا باید مائو به راحتی بگه که سیصد میلیون چینی هم مردن مهم نیست؟
با مطالعه تاریخ چین پی می بریم که چینی ها از دست استعمارگران اروپایی و آمریکایی و ژاپونی متحمل ضربه های شدیدی شدن ولی این فردی که ندای مبارزه با امپریالیسم را داشت چرا با مردم خودش اینگونه رفتار کرد؟ همه اون شعار ها بازی بود؟ در واقع بخشی از این سیاه بازی جهت سرپوش گذاشتن بر شکستهای بزرگ و فاحش ملی در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی بود بویژه اینکه چین دیگه قصد ند اشت مثل جریان کره مستقیما وارد جنگ در ویتنام بشه و همچنین بازی برای رسیدن به قدرت بود چون مائو جایگاهش بشدت سست شده بود و اعتبار خودش را از دست داده بود و تبدیل شدن به یک دیکتاتور؟
بله این بود که به گارد های سرخ با نگاهی موشکافانه نگاه می کردم و دنبال اون کتاب سرخ مائو بودم و بخونمش ببینیم چی توش نوشته بود که باعث شد این جوانان هیجان زده حتی معلم های خودشون رو هم کتک بزنن و استاد های دانشگاه را به تبعید بفرستن چرا مائو اینقدر از دانشگاه وحشت داشت و در فکر تصفیه دانشگاه ها بود چرا با هر کسی که نقدش می کرد دشمن می شد؟
تاریخ انقلاب فرهنگی از نظر من جذاب ترین واقعه تاریخ معاصر جهان است
چرا لین پیائو قائم مقام مائو می خواست مائو رو بکشه؟
چرا پزشک مخصوصش در سال 94 کتاب می نویسه و چاپ اون کتاب الان هم در چین ممنوع است
خلاصه اینکه گارد های سرخ و انقلاب فرهنگی داستان آموزنده و جالبی داره وقتی که در خیابانهای چین قدم می زدم مدام در فکر چهره های چینی ها بودم همینها بودن که به جون همدیگه افتاده بودن دقیقا همینها بودن چی شد که این آدمهای بی آزار اینقدر خطرناک شدن؟
با گذر زمان و بررسی های بیشتر به این نکته فکر کردم چرا این مردم لحظه ای فکر نکردن که دارن چیکار می کنن؟ اما کم کم دارم به پاسخ می رسم اونهایی که درک و شناخت صحیحی از جریانات داشتن خودشون رو دور نگه می دارن و یا مثل دنگ شیائو پنگ در مقابل این جریان می ایستن اما آدمهای نا آگاه خودشون وسط ماجرایی می افتن که ازش سر در نمیارن و تحت تاثیر تبلیغات بودن اما دودسته می دونستند و آگاهانه عمل می کردند و ازهمه خطرناکتر بودند>>> یکی اونهایی بودن که دنبال منافعشون بودن مثل همین وزیر دفاع مائو و بقیه هم کمبود ها و عقده های شخصیتی داشتن و می خواستن از جامعه انتقام بگیرن
جالبه که مائو قبل از این فضاحت در سال 1958 یک طرح جالب و انقلابی داده بود برای جهش بزرگ به جلو و همه مردم را وادار کرده بود تا هر چی اهن و وسیله فلزی دارن را به کوره های سنتی روستا ببرن و ذوبش کنن تا بتونن میزان تولید فولاد را بالا ببرن و از آنگلیس در تولید فولاد جلو بزنن جالبه که همین طرحش باعث شده بیش از سی میلیون چینی در سالهای بعد از قحطی بمرین
در اینترنت مطالب زیادی رو دیدم و جالب بود که این موضوع در سایتهای ایرانی بصورت کامل مورد بحث قرار گرفته است و یکی از
مقاله هایی را که مطالعه کردم نظر من رو بشدت بخوش جلب نمود و عینا اون مقاله را در ادامه مطلبم می آورم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در طول تاریخ کم نبودند سیاستمدارانی که هر چند دم از توده ها می زدند اما برای نیل به اهدافشان از هیچ نوع جنایتی فروگذار نبودند. مائو تسه‌تونگ، یکی از برجسته‌ترین افراد از این قشر بود.
در طول تاریخ کم نبودند سیاستمدارانی که هر چند دم از توده ها می زدند اما برای نیل به اهدافشان از هیچ نوع جنایتی فروگذار نبودند. مائو تسه‌تونگ، تئوریسین مارکسیست لنینیسم و رهبر سابق حزب کمونیست چین یکی از برجسته‌ترین افراد از این قشر بود که از آغاز حرکت انقلابی‌اش تا لحظه مرگش در سال 1976 حدود 70 میلیون انسان را به کشتن داد.

مائو در 26 دسامبر 1893 در شاوشان از ایالت هونان به دنیا آمد. خانواده‌اش از طبقه کشاورز بودند اما نسبت به دیگر هم‌محلی‌هایشان وضع مالی خوب و مناسبی داشتند. پدرش مردی سختگیر و دقیق بود و می‌خواست پسرش نیز فردی منظم و با انضباط باشد، مادرش نیز زنی مذهبی و آرام بود و از همان کودکی پسرش را به دینداری تشویق می‌کرد.

مائو پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه هونان وارد دانشگاه پکن شد، او در آنجا با بسیاری از همکلاسی‌هایش که وضعیت مالی خوبی داشتند و به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلط بودند، آشنا شد. مائو در این زمان با تعدادی از روشنفکران و هم‌ جوانان هم‌کیش خود گروهی تشکیل داد که بعدها به بنیان‌گذاری حزب کمونیست چین توسط آنها منجر شد.

مائو تسه تونگ در سال 1921 به اولین کنگره حزب کمونیست چین در شانگهای ملحق شد و در هونان رهبری طرفداران این

حزب را به عهده گرفت. او سه سال بعد به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در کنگره سوم انتخاب شد.

در سال 1927 "سون یات‌سن" رهبر حزب ناسیونالیست و بنیانگزار چین مدرن که از سال 1911 حکومت را در دست گرفته بودند مرد و "چیانگ‌کای‌‌شک" جانشین او شد، خط‌مشی چیانگ کای شک کاملاً با سون‌یات سن متفاوت بود او با به دست گرفتن ارتش ناسیونالیستی حکومت را از عوامل کمونیست پاکسازی کرد. در این جریان تعداد زیادی از اعضای حزب کمونیست یا به زندان رفتند یا همچون مائو تبعید شدند. پس از تصفیه‌های چیانگ‌کای‌‌شک بین ناسیونالیستها و کمونیست‌ها تخاصمی درگرفت که حاصل آن جنگ داخلی بیست و سه ساله بود.

در جریان این جنگ کشاورزان وکارگران به یاری حزب کمونیست شتافتند تا این حزب بتواند پس از مدتی نیروی تقریباً عظیمی فراهم کند و به سوی شهرهای بزرگ پیش رود و چند شهر را نیز به تسلط خود درآورد.

مائو که به جایگاه قابل توجهی در حزبش دست یافته بود و مورد توجه و حمایت اتحاد جماهیر شوروی نیز قرار داشت و از آنها کمک‌های مالی و نظامی دریافت می‌کند. در اکتبر 1935 دستور راهپیمایی بزرگ نیروهای کمونیست را از جنوب‌شرقی را به شمال‌غربی چین را صادر کرد.

هدف از راهپیمایی بزرگ استقرار قرارگاه جدیدی در شمال نزدیک مرز مغولستان بود تا به این ترتیب دسترسی سریع به اسلحه و تدارکات از طریق شوروی فراهم گردد. مائو در جریان این راهپیمایی چند هزار کیلومتری برخلاف گفته عده‌ای که قصد داشتند او را شخصیتی انسانی، بزرگ و مبارز جلوه دهد به جای راهپیمایی دشوار به فراز کوهستان‌ها بر دوش نیروهای خود نشسته برجایگاه‌های سایه‌دار حمل می‌شد.

در سال 1937 ژاپن به چین حمله کرد در جریان این جنگ از آنجا که خطر نفوذ خارجی به شدت حس می شد حزب کمونیست با ناسیونالیستها در برابر ژاپن متحدشدند اما به نظر می رسد مائو از حمله ژاپن به چین حمایت می کرد، زیرا می‌دانست این جنگ موجب تضعیف ناسیونالیستها خواهد شد. در نتیجه هم همین‌طور شد و این جنگ باعث شد حزب کمونیست بر ناسیونالیستها به طور کامل غلبه کرده و در سال 1949 پس از پایان جنگ جهانی، جمهوری خلق‌چین را تاسیس کند
از اوایل 1950 مائو رهبری اصلی حزب شد و کنترل کمیسیون نظامی حزب را به عهده گرفت. با استقرار
” . با استقرار کامل نظام کمونیستی در چین مائو توانست خود را به عنوان رهبری بلامنازع در سراسر چین معرفی کند. “
کامل نظام کمونیستی در چین مائو توانست خود را به عنوان رهبری بلامنازع در سراسر چین معرفی کند وشرایط را برای اجرای سیاست‌های جاه‌طلبانه‌اش در عرصه جهانی فراهم کرده تا بعد از مرگ استالین به عنوان نماد کمونیسم در بین جهانیان معرفی شود.

رژیم مائو در سال 1958 با هدف تغییر سریع اقتصاد و صنعتی کردن چین طرح "جهش بزرگ به پیش‌" را مطرح کرد.

بر اساس این طرح کلیه زمین‌های کشاورزی چین مصادره و به 26 هزار واحد اشتراکی تقسیم شدند. در آن سالها که اروپای شرقی در اختیار کمونیستها بود مانو اکثر محصولات زراعی چین را در مقابل دریافت کمکهای نظامی و سیاسی به آنجا صادر کرد. او همچنین برای کسب وجه ضد استعماری مواد غذایی و پول به نهضت‌های کمونیستی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین فرستاد.

در جریان اجرای این طرح که 4 سال طول کشید حدود 38 میلیون نفر در اثر قحطی و کمبود مواد غذایی جان خود را از دست دادند.

در این مدت غذای جایگزین محصولات زراعی در بین جمعیت شهری چین ماده‌ای مشمئزکننده دارای مقدار کمی پروتئین بود که از ادرار به دست می‌آمد. در نواحی روستایی نیز،‌خوراک زارعین گرسنه و قحطی‌زده تا به حد پوست درخت و کود گیاهی تقلیل یافت و بعضی از ایالت‌ها حتی کار به همجنس‌خواری هم رسید. این در حالی بود که چین در همان زمان بزرگترین اهداکننده کمک‌های بین‌المللی در جهان بود.

مائو در سال 1958 در دفاع از طرحش خطاب به کنگره حزب کمونیست چنین اظهار کرد: «شما نباید از مرگ انسان‌ها در نتیجه خط‌مشی حزبی بیمی به خود راه دهید بلکه باید به آن خوشامد بگویید.» او پیش از این هم در مسکو گفته بود ماخود را برای مرگ 300 میلیون نفر آماده کرده‌ایم.

برای مائو جمعیت 600-700 میلیونی چین این امکان را فراهم کرده بود
” در جریان اجرای طرح جهش بزرگ به پیش که 4 سال طول کشید حدود 38 میلیون نفر در اثر قحطی و کمبود مواد غذایی جان خود را از دست دادند. “
تا در مقایسه با هیتلر و استالین برای نیل به اهدافش جمعیت بیشتری را قربانی کند و جایگاهش را به عنوان بزرگترین هیولای تاریخ تثبیت کند.

مائو در سال 1966 انقلاب فرهنگی چین را که بزرگترین و اساسی‌ترین کشمکش قدرت در حزب کمونیست چین بود را برای تثبیت جایگاهش ترتیب داد. در انقلاب فرهنگی که به رهبری همسر مائو «جیانگ‌چین» برپا شد بسیاری از رهبران حزب کمونیست که رقیبی برای مائو محسوب می‌شدند و نسبت به سیاست‌های مخصوصاً «جهش بزرگ به پیش» انتقاد داشتند از حزب تصفیه شدند مهمترین فرد در میان تصفه‌شدگان لیوشائوچی بود که مدت‌ها چه در حزب و چه در ارتش جانشین فرمانده بود. او پیش از این از قربانیان قحطی 1958-1961 عذرخواهی کرده بود.

در آغاز انقلاب فرهنگی مائو و هوادارانش هزاران تن از افراد جوان «گارد سرخ» را بسیج کردند تا آنچه که در گروه چهار دیرینه در فرهنگ این کشور می‌نامیدند پاکسازی کنند. گروه‌ چهار دیرینه عبارت بود از آداب، رسوم، فرهنگ و تفکر قدیمی.

در جریان انقلاب فرهنگی نزدیک به 8/4 میلیارد آرم از سر مائو ساخته شد که مردم چین موظف بودند آن را به لباس خود بچسباند. هر چینی باید نسخه‌ای از «کتاب سرخ کوچک» که متشکل از نقل قول‌های مائو بود را تهیه می‌کرد و در تمامی مراسم عمومی همراه داشت. در نتیجه این اقدامات مائوئیسم به یک دین اجباری تبدیل شد.

مائو از دانشجویان خواست که آموزگاران خود را به خاطر مسموم کردن ذهنهایشان به ایده‌های بورژوایی مورد انتقاد شدید قرار دهند. بسیاری از جوانها که برای اولین بار در زندگی خود اجازه شرکت در فعالیت‌های سیاسی را می‌یافتند بی‌صبرانه آن موقعیت را دودستی چسبیدند و تحت‌عنوان «گارد سرخ» تشکیلات آموزشی خود را مورد تاخت وتاز قرار دادند، بسیاری از آموزگاران و مدرسین خود را به جایگاه‌های عمومی
” برای مائو جمعیت 600-700 میلیونی چین این امکان را فراهم کرده بود تا در مقایسه با هیتلر و استالین برای نیل به اهدافش جمعیت بیشتری را قربانی کند و جایگاهش را به عنوان بزرگترین هیولای تاریخ تثبیت کند. “
می‌بردند و با آنها با خشونت بسیار رفتار می‌کردند. بسیاری از آموزگاران زن در این میان مورد تجاوز جنسی قرار می‌گرفتند.

بسیاری از اعضای طبقه تحصیل‌کرده به مناطق صنعتی و نواحی روستایی برای انجام کار یدی روانه شدند. این همه تحقیر و اهانت سبب شد تا موجی وسیعی از خودکشی در میان چینیان به راه بیفتند و تعداد زیادی برای اینکه تن به ذلت ندهند خود را کشتند.

نویسندگان برجسته و اصلی کشور، خواننده‌ها و هنرمندان مجبور می‌شدند که در جلوی آتش زانو بزنند در حالی که سرهایشان در زیر بارانی از ضربات مشت گارد سرخ قرار داشت گارد سرخ خانه‌های مسکونی را درهر شهر و دهکده‌ای را برای یافتن کتاب یا هر چیز دیگری که فرهنگ مربوط می‌شد را زیر و رو می‌کردند. بسیاری از خانواده ها که از پیامد پیدا شدن چنین چیزهایی در منزل خود آگاه بودند کتاب‌ها و آثار هنری خود را می‌سوزاندند یا به عنوان جنس دورریختنی می‌فروختند.

تفاوت استالین با مائو در چنین برخوردهایی در این بود که استالین تصفیه‌های خود را از طریق نیروهای پلیس مخفی و ک.گ.ب انجام می‌داد که طی آنها قربانی‌ها بدون اینکه دیگران بویی ببرند روانه زندان می‌شدند یا سر به نیست می‌شدند اما مائو تصفیه بزرگ خود را با خشونت و تحقیر در ملاء عام انجام می‌داد. که در نهایت باعث شد در طول انقلاب فرهنگی حدود 3 میلیون نفر کشته شدند.

هرچند در سال 1969 گاردسرخ به دست ارتش چین سرکوب شد اما انقلاب فرهنگی رسماً تا سال 1976 ادامه داشت. مائو نیز سرانجام در 9 سپتامبر 1976 در سن 83 به زنگی ننگین خود پایان داد.

آنچه که در دوران حکومت مائو به چین حائز اهمیت است نگاه و موضع جوامع‌غربی خصوصاً روشنفکران به عملکرد اوست که متاسفانه اغلب مثبت و ستایشگرانه بوده به عنوان مثال ژان‌پل‌سارتر روشنفکر مطرح فرانسوی، در طی انقلاب فرهنگی چین در دهه 1960 خشونت انقلابی مائو را با عنوان «عمیقاً‌ اخلاقی» مورد ستایش قرار داد.

در حال حاضر نیز هرچند شاهد اصلاحات ساختاری در اقتصاد و بعضاً رویکردهای سیاسی حزب حاکم چین بوده‌ایم اما امروز نیز تصویر بزرگ مائو بر میدان تیان‌آن‌من در قلب پایتخت چین حکومت می‌کند و رژیم کمونیستی فعلی خود را میراث‌دار مائو و ادامه دهنده راه او می‌داند.






© Pidgin Technologies Ltd. 2016